تبلیغات
فوتبال فارسی │ اخبار فوتبال اروپا - بررسی علل قعر نشینی بروسیا دورتموند در بوندس لیگا؛ کابوس در بیداری
صفحه اصلی تماس با ما نتایج زنده نسخه موبایل آر اس اس پذیرش نویسنده
جام جهانی اخبار خارجی اخبار داخلی لالیگا لیگ جزیره سری آ بوندسلیگا لوشامپیونه چمپیونزلیگ مقاله استقلال پرسپولیس
آخرین اخبار

لینک دوستان

آمار

تعدادمطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

نویسنده : مدیریت سایت
تاریخ : 17 بهمن 93
فوتبال فارسی : از کاخ مجلل، دوست داشتنی و اغوا کننده یورگن کلوپ، خانه ای روی آب بیش نمانده است، چه عواملی مهم ترین نقش را در اوضاع عجیب این روز های زرد های بلند پرواز آلمان دارند؟

http://setfa.net/images/fut1vbmx1dwa74of9t8.jpg

شوکه کننده، تاسف بار، غیر قابل تصور و نا امید کننده، این ها کلماتی هستند که حال و روز این روز های بروسیا دورتموند را می توان با آن هاش شرح داد. تیمی که در گذشته ای نزدیک دو قهرمانی پیاپی آلمان، تحقیر به معنای واقعی کلمه بایرن مونیخ در فینال جام حذفی آلمان، غوغای شور و هیجان برابر مالاگا و تنها فینال تمام آلمانی لیگ قهرمانان اروپا را رقم زده است. دورتموند که با شیوه بازی جدید و پر شور خود تبدیل به یکی از محبوب ترین تیم های اروپایی شده است به انتهای جدول بوندس لیگا جوش خورده و وحشت از سقوط حتی از پشت شیشه جعبه جادو هم قابل حس کردن است.

اما چه عواملی باعث به وجود آمدن چنین بحرانی در غرب آلمان شده است؟ با هم نگاهی داریم به مهم ترین عوامل تبدیل شدن رویای زرد به کابوسی وحشتناک:


مدیریت

مدیریت بروسیا دورتموند و در راس آن ها هانس یواخیم واتسکه و میشائیل تسورک شایسته ستایش هستند. بروسیا در کمتر از یک دهه از تیمی که کاندیدای سقوط به بوندس لیگای دو بود و تار مویی تا ورشکستگی کامل فاصله نداشت تبدیل به تیمی با بضاعت و شرایط با ثبات مالی شده است و همه این ها را مدیون مدیریت هوشمندانه این دو نفر است. اما از اشتباهات کادر مدیریتی دورتموند نمی توان به سادگی گذشت. مدیران دورتموند در کنار جذب یورگن کلوپ و به همراه او چند بازیکن جوان و آینده دار توانستند کم کم این تیم را به عنوان یک مدعی جدی مطرح کنند. اما قرارداد های بازیکنان این تیم با ریسک بالا، رقم فسخ قرارداد پایین و بسیار ابتدایی بسته شده است.

رقم فسخ قرارداد 35 میلیون یورویی جواهری مانند ماریو گوتسه هر باشگاهی را در دنیا برای اغوا و خرید او وسوسه می کرد. تقریبا تمام بازیکنان دورتموند بند فسخ قرارداد با پرداخت رقمی نه چندان سنگین را در قرارداد هایشان دارند و این موضوع یک ناشی گری محض محسوب می شود. از طرف دیگر درباره داستان لواندوفسکی و خروجش از این تیم کادر مدیریتی دورتموند با وارد شدن به حاشیه و فراموش کردن متن کاری کردند که یکی از بهترین مهاجمین اروپا بدون حتی یک سنت سود برای این تیم به بایرن مونیخ بپیوندد. لوئیز سوارز شرایط مشابهی در لیورپول داشت اما سران این باشگاه با تمدید قرارداد او در حالی که می دانستند توان نگه داشتن او در آنفیلد را ندارند 85 میلیون یورو از فروش این بازیکن به بارسلونا به جیب زدند. در بدترین حالت اگر سران دورتموند نمی توانستند لواندوفسکی را مجاب به تمدید سوری قرارداد کنند، می توانستند او را در ازای 35 میلیون یورو و در حالی که تنها یک سال از قراردادش با این تیم مانده بود به بایرن مونیخ واگذار کنند. اما یواخیم واتسکه با لجبازی عجیب خود مانع این انتقال شد و این در حالی بود که از یک سال قبل همه از میل و عطش لواندوفسکی برای پیوستن به بایرن مونیخ خاطر جمع شده بودند. در صورت فروش لواندوفسکی به بایرن مونیخ با چنین رقمی، دورتموند می توانست با حدود 24 میلیون یورو مهاجمی کار کشته، با تجربه بازی، گلزنی و قهرمانی در بوندس لیگا مانند ادین ژکو که در آن روز ها با سران سیتی اختلاف داشت را به وستفالن بکشاند.


یورگن کلوپ

حدود یک سال قبل در یادداشتی با عنوان Fight Klopp به تعریف و تمجید تمام قد از سرمربی دوست داشتنی دورتموند پرداختم و هنوز هم به نظرم او یکی از دوست داشتنی ترین و بهترین مربی های فوتبال است. اما او هم سهم بسزایی در شرایط بغرنج این روز های تیمش دارد. نوک پیکان انتقادات به کلوپ از خرید های او آغاز می شود.

دورتموند از فروش گوتسه به بایرن، کاگاوا به منچستر یونایتد و نوری شاهین به رئال مادرید پول خوبی به دست آورد اما برای پر کردن خلا آن ها خرید های خوبی انجام نداد. در روز های پس از جدایی ماریو گوتسه، اخبار زیادی مبنی بر علاقه دورتموند به جذب کریستین اریکسن، ستاره آن روز های آیاکس و فعلی تاتنهام به گوش می رسید. دی بوئر، سرمربی آیاکس از صحبت با کلوپ درباره این بازیکن جوان صحبت می کند و خود این بازیکن در مصاحبه ای از علاقه برای بازی در این تیم می گوید، اما در نهایت و در عین تعجب دورتموند با رقم سنگین 27.5 میلیون یورو هنریک میکیتارین، هافبک نه چندان سر شناس و ارمنی شاختار دونتسک اوکراین را که در تقابل دو تیم در مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان اروپا در فصل 13-2012 عقل و هوش از سر کلوپ برده بود را جذب می کند. هیچ تضمینی وجود ندارد که اگر جای این دو بازیکن عوض می شد شرایط این روز های دورتموند متفاوت بود یا نه، اما به خدمت گرفتن بازیکن بیست دانمارکی از تیمی استعداد پرور با کارنامه ای درخشان نظیر آیاکس معقول تر است یا بازیکن بیست و چهار ساله ارمنستانی شاغل در لیگ اوکراین؟

در سال 2013 و پس از قطعی شدن انتقال لواندوفسکی به بایرن در انتهای قراردادش در سال 2014 دورتموند در صدد پیدا کردن جایگزینی برای او پیر امریک آئوبامیانگ را از تیم سن اتین فرانسه با رقمی بین 13 تا 15 میلیون یورو به خدمت گرفت، سرمایه گذاری ای که تا به امروز برای آن ها جواب نداده و این بازیکن گابونی تبدیل به گلزنی که در لیگ قرانسه بود نشده است. این انتقال در حالی انجام شده که بسیاری مقصد ماریو گومز ناراضی را دورتموند می دانستند و در نهایت این بازیکن با 17 میلیون یورو به فیورنتینا منتقل شد.

اما اوج لجبازی کلوپ در پنجره نقل و انتقالات تابستان گذشته بود، جایی که آئوبامیانگ هنوز برای دورتموند موثر حاضر نشده بود، جدایی لواندوفسکی قطعی و نیاز به یک مهاجم درجه یک کاملا محسوس شده بود. بایرن مونیخ اعلام کرده بود که به دلیل مسائل حاشیه ای ایجاد شده پیرامون ماریو مانژوکیچ، مهاجم کرووات خود و پپ گواردیولا از ادامه همکاری با این مهاجم صرف نظر کرده اند و فرصتی بسیار مناسب برای جذب یک مهاجم جنگنده و سطح یک وجود داشت. اما در حالی که صحبت از مانژوکیچ و جکسون مارتینز و حتی دیگو کوستا پیرامون دورتموند شنیده می شد، کلوپ با 10 میلیون یورو آدرین راموس، مهاجم بیست و هشت ساله هرتابرلین را به خدمت گرفت. این انتقال در حالی انجام شد که مانژوکیچ تنها با 18 میلیون یورو راهی مادرید شد و جکسون مارتینز قرارداد خود را با پورتو تمدید کرد. راموس در آن زمان در 89 بازی خود برای پایتخت نشینان تنها 32 گل به ثمر رسانده بود. و در نهایت داستان ژردان شکـیری که می توانست خریدی بسیار عالی و تاثیر گذار باشد اما باز هم «نه» گفتن به بایرن ارجحیت پیدا می کند. بایرن حتی برای بهتر کردن وجهه خود در آلمان هم به انتقال مانژوکیچ و شکیری به دورتموند راضی بود، اما یورگن کلوپ نه!

علاوه بر تمام این لجاجت ها، پایه گذاری تیم بر روی ستون کاگاوا و شاهینی تمام شده اشتباهی مهلک محسوب می شود. هر دوی این بازیکنان پیش از خروج از دورتموند از بهترین های بوندس لیگا بودند، اما بازگشت آن ها به وستفالن فقط سود مالی را عاید آن ها کرد و این بازگشت ها از منظر فنی تنها به ضعیف شدن تیم منتهی شد. (شاهین با 25 میلیون یورو به رئال مادرید و کاگاوا با 17 میلیون یورو به منچستر یونایتد واگذار شدند و به ترتیب با 7 و 6 میلیون یورو به وستفالن بازگشتند)

به همه این ها اضافه کنید: عدم توانایی یک مربی در تاثیر گذاری روحی بر بازیکنانش در خروج از بحران. یک مربی در چنین سطحی باید بتواند به تیم شوک بدهد و علی الخصوص پس از سپری کردن نیم فصلی طولانی و بازیابی قوا که فرصت کافی برای کار کردن روی مسائل ذهنی بازیکنان را هم در اختیار داشته است باید بتواند تیم را از وضعیت بحرانی خارج کند. اما کلوپو نشان داده که در چنین اوضاعی کاری از دستش ساخته نیست.

مصدومیت ها

بروسیا دورتموند تقریبا نزدیک به دو سال است که هیچ گاه تیم کامل خود را در اختیار نداشته است. مصدومیت پی در پی بازیکنان کلیدی این تیم و آسیب دیدگی شدید و دور ماندن های طولانی از میادین تاثیر بسیار زیادی بر روی عملکرد این تیم داشته است. در این مدت نون سوبوتیچ، یاکوب بلاژیکوفسکی، اسون بندر، لوکاس پیژک، متس هوملس و مارکو رویس که از کلیدی ترین بازیکنان این هستند با مصدومیت های طولانی مدت از میادین به دور بودند و بار ها دست کادر فنی را از انتخاب های خود کوتاه کرده اند. سوبوتیچ، هوملس و رویس هنوز پس از بازگشت از مصدومیت های خود فرسنگ ها دوران اوج خود فاصله دارند و به تازگی کوین گروس کرویتز و لوکاس پیژک مجددا به لیست مصدومین این تیم اضافه شده اند.

اما باز هم نقش مدیران و مربی تیم در این معضل پررنگ است. بایرن مونیخ با مشکل مشابهی در سال 2012 روبرو شد و بهای سنگینی که مساوی با از دست دادن سه جام بود را پرداخت کرد، اما از این اشتباه درس گرفتند و در سال های اخیر به تقویت تیم، نیمکت و کادر خود مشغول شده اند، تا حدی که در فصل جاری و فصل گذشته، مصدومیت چندین بازیکن بزرگ و کلیدی این تیم خللی در نتایج آن ها ایجاد نکرد. اما همان طور که در بالا اشاره شد، عملکرد ضعیف دورتموند در به خدمت گیری بازیکنان نه تنها مشکلی از آن ها بر طرف نکرد، بلکه دامنه بحران را افزایش داد.

حواشی

بروسیا دورتموند و مدیران و مربی و بازیکنانش ناخواسته و از روی بی تجربگی وارد بازی «نفرت و بایکوت بایرن مونیخ»ی شدند که رودی فولر آغاز کرد. مصحابه های پی در پی، بازی های روانی، حرف های جنجالی و حتی گاهی شمشیر از رو بستن برای مونیخی ها نشان دهنده خامی و تازه کار بودن مدیران دورتموند در عرصه سیاست ورزشی است. مدیران و سران بایرن به هر مصاحبه و اظهار نظری پاسخی کوبنده تر و سیاست مدارانه تر دادند و در نهایت نتایج را مال خود کردند. اما سران دورتموند با عصبی نشان دادن و دامن زدن به این مسائل تنش و نفرت را به رختکن تیم خود منتقل کردند تا جایی که تک بازی ها برابر بایرن و پیروزی در جنگ های لفظی اهمیت بیشتری نسبت به دست یابی به موفقیت پیدا کرد. دورتموند اسیر گردابی شد که سران بایرن پیر آن عرصه هستند و رودی فولری که آتش بیار این معرکه بود، از دور به تقلای زرد پوشان می خندد و در حال بنای لورکوزنی قدرمند است.

بایرن مونیخ

نادیده گرفتن تاثیر بایرن مونیخ بر شرایط کنونی دورتموند، خود را به کوچه علی چپ زدن است، اما همه تقصیر ها را به گردن غول های باواریا انداختن هم شانه خالی کردن از زیر بایر مسئولیت و بی انصافیست. بایرن مونیخ در خصوص سیاست های نقل و انتقالات خود و اهمال دورتموندی ها در محکم بستن قرارداد بازیکنانشان بی تقصیر است و احتمالا شاید هر تیم دیگری هم جای آن ها بود رفتار مشابهی را انجام می داد. اما جنگ های لفظی، متلک پراکنی و از همه مهم تر افشای ارقام فسخ قرارداد بازیکنان دورتموند در نشریات خون آن ها را به جوش آورد و آتش این جنگ را شعله ور تر کرد. فوتبال در این روز ها یک جنگ متمدنانه است و تبادل آتش در بسیاری از مواقع به معنای تبادل کلمات است و به نظر می رسد اکنون غرب آلمان چنان درگیر این جنگ لفظی و تبادل آتش های رسانه ای شده بودند که توجه و تمرکزشان را از مهم ترین عرصه رقابت از دست دادند.


تنها چیزی که مشخص است این نکته است که هیچ چیز یک شبه اتفاق نمی افتد. بحران امروز دورتموند حاصل یک روند مدت دار است که باید برای آن فکر و برنامه ریزی صورت می گرفت، اما سران این باشگاه محبوب آلمانی حتی اگر تیم را از سقوط هم نجات دهند باید خود را آماده مواجهه با بحرانی جدید کنند؛ نرسیدن دورتموند به لیگ قهرمانان فصل آینده تقریبا قطعی است و این مسئله می تواند به قیمت جدا شدن چندین بازیکن کلیدی این تیم شود، کابوسی که در صورت محقق شدن آن، کاخ مجلل یورگن کلوپ یک شبه به تلی از خاک بدل خواهد شد.

دیدن ویدئویی که عمق بحران در وستفالن و سکو هایش را نشان می دهد، صحبت های هوملس و وایندفلر با هواداران دورتموند، بهت و حیرت و استیصال در چهره بازیکنان این تیم و از همه مهم تر تسلیم شدن یورگن کلوپ آخرین چیز هایی بود که شاید بدبین ترین هواداران دورتموند به آن فکر هم نمی کردند. اما شاید به زودی وقت جدایی دراماتیک یکی از شیرین ترین رومنس های چند سال اخیر فوتبال فرا برسد. برای احیای تیم، تعویض مربی همواره یکی از ابتدایی ترین و کاربردی ترین گزینه هاست و توماس توخل یکی از اصلی ترین کاندیدا های جایگزینی کلوپ به شمار می رود. باید منتظر نشست و دید که آیا سران دورتموند که تا هفته های پیش به شدت از مربی کاریزماتیک خود دفاع می کردند روی حرف خود می مانند یا فشار رسانه ها و هواداران آن ها را مجبور به برکناری کلوپ خواهد کرد. شاید هم خود کلوپ (که در آخرین مصاحبه اش بر عدم استعفای خود تاکید کرده) پیش از اینکه عذرش را بخواهند بساط رویا سازی خود را جمع کرد و از وستفالن به سمت مقصدی نا معلوم کوچ کرد.


منبع : طرفداری

این خبر را دوست داشتید ؟؟!
اخبار مرتبط
کلید واژه ها
نظرات شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.